ناصر الدين شاه قاجار
100
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
بسيار خوبى بود . باغ و باغچه داشت . زنهاى فرنگى . . . ايستاده بودند پيدا بودند . بعد خانه اقبال الدوله ، كه از همهجا بهتر بود ديده شد . خانهء ميكائيل ترجمان انگليس ، خانه قشنگى بود . بعضى از يهودىها خانه خوب داشتند . بعد كمكم خانهها بد و پست [ شد ] بعد به نخلستان و باغات مىرسد . [ 346 ] طرف دست راست كه بغداد كهنه و كرخ هم ميگويند ، بيمارخانه تازه [ اى ] پاشا شروع كرده و ساخته است . كشتىساز خانه دارند . خانهء عباس ميرزا بود خانهء قشنگ محقرى بود . بعد خانههاى ديگر . و بناهاى ديگر بود . در آخر او هم به خانههاى محقر و بد به نخلستان باغات مىرسد . قدرى كه رانديم باغات و نخلستانها هم تمام مىشود . طرفين شط ، همهجا چاه كنده و با اسب و دلو ، آب مىكشند . هرچه باغ و زراعت و . . . طرفين شط ، هست همه را با دلو چاه آب مىدهند همهجا اعراب و بچه عربها وقفه بودند . بچههاى عرب لخت دم شط بازى مىكردند . همهجا صداى دلو كه آب مىكشيدند ، متصل مىآيد . جرجر صداى غمناكى دارد . در شط بعضى جزيرهها پيدا مىشود ، كه روى او را سبزيكارى و زراعت كردهاند . مرغآبى ، پرلا ، غاز ، مرغ سقا ، حقار ، در كنار شط شغال زياد ديده مىشد چند تير گلوله و . . . انداختم نخورد . دو مرغ ماهىخور كه در انزلى هم زياد بود ، در هوا زدم . كشتى چون آب كم است خيلى با احتياط مىرفت . گاهى هم به گل مىنشست دير حركت مىكرد . هى رانديم ، موزيكان هم مىزدند . خلاصه خيلى رانديم . تا رسيديم به جائى كه رودخانه دياله ، داخل شط مىشد . از طرف چپ از آنجا هم خيلى رانديم و به محاذى سلمان نمىرسيديم . به غروب هم سه ساعت مانده بود . مشير الدوله را خواستم ، با پاشا حرف بزند كه امروز برگرديم ، روز ديگر به سلمان مىرويم . پاشا گفته بود تا اينجا آمدهايم نزديك است . باز ، رانديم قدرى رفتيم طرف دست چپ شط طاق كسرى ، پيدا شد . حضرت سلمان هم پيدا شد . طرف دست راست بعضى آثار « 1 » بود . گفتند شورهخانه و باروت « 2 » خانه عثمانىهاست . سوارهها و ابراهيم خان نايب با اسب من ، كه ديشب آمده بودند ، كناره پيدا شدند . قهرمان خان تفنگدار با تفنگداران ديگر كه ، آنها هم شب آمده بودند ، با بعضى غلامها . كشتى ايستاد اول من ، مشير الدوله ، پاشا به قايق نشسته رفتيم . من سوار
--> ( 1 ) . اصل : آثارها ( 2 ) . اصل : باروط